X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
حبیب پیمان
این وبلاگ منعکس کننده نظرات و دیدگاه های شخص صاحب وبلاگ می باشد!

اشعار منتشر شده

صیاد زاده

برخود خندیدن

در آرزوی بهشت

بگوی مگوی

دارالعلوم

سکوتِ در پی دیوار

قره قول پشمی و نادیا انجمن

آدمیزاد

حور و غلمان

طنز کیسه مال

برو گم شو

نعلین ساز

جنگ سم و دم

دختر جاغوری ام

اگر معشوقه موتر بود

کارما ـ پناهنده گان

چت روم


وبلاگستان

وبلاگ دوستان به حساب درجن


لینک های استثنایی

اتحادیه هزاره های دنمارک

معــــــصومــه پیمان

پـــروژه ون بای ون

وبـــلاگ میچد

سخن معرفت

از سرخبیدک

باچه آزره

میناه گل

زیــــنب

دولت هزاره


آرشیف
شنبه 16 دی‌ماه سال 1385
گزارشی از کنسرت داود در اسلو

سلام دوستان عزیز! سال نو میلادی را، با اینکه یک سال ما و شما را کهنه ساخت، به شما تبریک می گویم. قسمیکه وعده کرده بودم که از کنسرت داود جان سرخوش در شهر اسلو ناروی برای تان قصه می کنم، متن ذیل را با چند تا عکس برای تان تهیه کرده ام.

 

کنسرت داود سرخوش در اسلو، کنسرت جالبی بود و یک سلسله چیزهای نوی را با خود ضمیمه کرده بود، از جمله نشر مستقیم از طریق انترنیت. در این کنسرت بیش از ۱۰۰۰ نفر در سالن کنسرت آمده بودند و حضور فزیکی داشتند و بیش از ۵۰۰۰ نفر دیگر از آمریکا گرفته تا آسترالیا این کنسرت را بصورت زنده از طریق انترنیت تماشا می کردند. البته نشر مستقیم این کنسرت مشکلاتی را نیز داشت و بینندگان دچار مشکلات زیادی می شدند اما چیزی که جالب بود، اینکه ما در کار خود موفق شدیم و بینندگان انترنیتی قسمت های از کنسرت را حد اقل تماشا کردند البته با صدا و تصویری که گاهی خوب بود و گاهی هم خوب نبود.

 

کنسرت طبق پلان و برنامه از قبل تهیه شده، در روز شنبه 30 دسمبر ساعت 19 به وقت اروپای شمال آغاز گردید. برگزار کننده این کنسرت آقایان امید امانی، هادی رضایی، رسول گوهری، جواد احمدی و مرتضی خاوری بودند. لطیف اکبری و همسرش فاطمه بیگ که مجری کنسرت بودند، سر ساعت 19 در صحنه حاضر شدند و حاضرینی که از راه های خیلی دور و نزدیک تشریف آورده و در کنسرت شرکت کرده بودند را، خوش آمدید گفت. به تعقیب آن از آقای نبی دلنواز دعوت شد تا چند آهنگی روی دمبوره اجراء کند. نبی جان دلنواز، طوریکه از نامش پیدا است، با سه پارچه زیبا دل ها را نوازش داد. به دنبال آن، آقای حمزه واعظی به نمایندگی از گروه برگزارکننده به تمام شرکت کنندگان خوش آمدید گفته و مخصوصاً مقدم داود سرخوش را در کشور محل اقامت شان ناروی، خیر مقدم گفت. به تعقیب آن، چند تا از نونهالان که هرکدام شان یک حرفی از جمله «خوش آمدید» و «Velkommen» را در دست داشت، بصورت هنری مردم را خوش آمدید گفتند که واقعاً جالب و زیبا بود.

 

پرده از صحنه دور می رود و داود سرخوش با دمبوره نمایان می شود که نغمه خیلی خفیف و ظریف را می نوازد. چند ثانیه که می گذرد، وحید جان که تبله نواز این کنسرت است، از سمت راست در صحنه حاضر می شود و آهسته آهسته به نواختن تبله اش شروع می کند. در پی آن فرزاد جان حبیب، که انگشتان جادوگری در نواختن کیبورد دارد، از سمت چپ صحنه نمایان می شود و در پشت کیبودش قرار گرفته و به نواختن می پردازد. اینجا است که صدای موزیک در سالن گنج می کند و داود دمبوره را سرجایش گذاشته و چنین آغاز می کند:

موهای تیدپرک بلی قلم تو....

سرزمین من...

دل من شکوه نکن...

 

در این هنگام صدها نفر از جوانان رجوع می کند بسوی صحنه اما انتظامیه خیلی قوی که موجود بود، مانع می شود. شور و هلهله به حدی اوج می گیرد که منی که در پشت یکی از کامره های فلم برداری بودم، نتوانستم ببینم و بفهمم که داود کجا شد و چه اتفاقی افتاد ـ چون رجوع کنندگان آنقدر هیجانی گردیده و به وجد آمده بودند که یکی سر شانه دیگری بالا می شدند طوری که صحنه را برای چند دقیقه از چشم کسانی که در وسط سالن بودند، ناپدید کردند. کنسرت بیشتر از یک ساعت و نیم به همین صورت ادامه یافت تا مجری کنسرت دوباره آمده از جوانان تقاضا کرد که حد اقل از شانه های همدیگر پایین شوند تا مزاحم دیگران نباشند.

 

بخش اول کنسرت به همین ترتیب خاتمه یافت و بخش دوم بعد از نیم ساعت تفریح آغاز گردید. مجری کنسرت، لطیف اکبری، از هارون جان یوسفی که از لندن تشریف آورده بود، خواهش کرد تا چند پارچه طنز برای حاضرین بخواند. هارون یوسفی طنز «کیسه مال» و «گدودی» را با مهارت خاصی که در دایره هنر و ادبیات دارد، خواند طوریکه دل ها همه پر می کشیدند بسوی فضا. در آخیر آقای یوسفی در مورد داود سرخوش چند جمله ای گفت ـ این گونه که داود سرخوش نسلی را تربیه کرده که هیچ هنرمند دیگری این کار را نتوانسته است. وی ادامه داد و گفت که داود سرخوش هر شعری را که انتخاب می کند و هر آهنگی را که می خواند، سنجیده می خواند و رویش فکر می کند، بناً داود سرخوش را نمی توانیم با اکثریت قاطع هنرمندان امروزی افغانستان مقایسه کنیم و من این توفیق را به داود جان سرخوش تبریک می گویم..!

 

کنسرت ساعت 22:45 خاتمه یافت و اگر مبالغه نکرده باشم، دل ها به سالن کنسرت باقی ماند و مردم بصورت فزیکی آهسته آهسته سالن را ترک کرده رفتند طرف خانه و کاشانه شان.

 

البته مشکلاتی که در این کنسرت وجود داشت، کمبودی جای بود و بلیط های کنسرت هم به اندازه چوکی های موجود در سالن چاپ شده بودند که روز جمعه ساعت 10:00 آخرین بلیط ها به فروش رسید و فردایش که کنسرت برگزار می شد، بیش از صدها نفر در پشت دروازه سالن منتظر ماندند اما خوشبختانه در اخیر تقریباً 99 در صد کسانی که نتوانسته بودند بلیط بدست آورند، داخل سالن آمدند و خلاصه قسمت های از کنسرت را تماشا کردند.

 

 

عکسهای دیگر از کنسرت اسلو

 

شاد و موفق باشید!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 277611


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها