X
تبلیغات
رایتل
حبیب پیمان
این وبلاگ منعکس کننده نظرات و دیدگاه های شخص صاحب وبلاگ می باشد!

اشعار منتشر شده

صیاد زاده

برخود خندیدن

در آرزوی بهشت

بگوی مگوی

دارالعلوم

سکوتِ در پی دیوار

قره قول پشمی و نادیا انجمن

آدمیزاد

حور و غلمان

طنز کیسه مال

برو گم شو

نعلین ساز

جنگ سم و دم

دختر جاغوری ام

اگر معشوقه موتر بود

کارما ـ پناهنده گان

چت روم


وبلاگستان

وبلاگ دوستان به حساب درجن


لینک های استثنایی

اتحادیه هزاره های دنمارک

معــــــصومــه پیمان

پـــروژه ون بای ون

وبـــلاگ میچد

سخن معرفت

از سرخبیدک

باچه آزره

میناه گل

زیــــنب

دولت هزاره


آرشیف
چهارشنبه 22 شهریور‌ماه سال 1385
دانستن و ندانستن

زمانیکه انسان بداند که می داند یا نمی داند، دیگر دانسته است که چگونه زندگی کند. مشکل ترین مشکلی که ما به آن مواجه هستیم، این است که ما نمی دانیم که نمی دانیم، چون زمانی که بدانیم که نمی دانیم، دیگر دانسته ایم که مشکل چیست و در کجا ریشه دارد. ریشه ندانسته چیزی را نمی توان ریشه کن کرد...!

در این ارتباط شعری را در یافت کرده ام که سخت برایم پسندیده و جالب است اما متاسفانه شاعر آن را نمی شناسم و نمی دانم کی است. شعر را از دوست عزیزم آقای جاوید جلال زاده از شهر مالمو سویدن بدست آورده ام که او هم نمی دانست شاعر این شعر کی است. خلاصه هرکسی که هست و یا بوده، آدم فهمیده ای بوده و خوب می دانسته که دانستن و ندانستن چیست و تا چه حد بر سبک زندگی انسان ها تاثیر گذار است. اینجا از دوستی که شاعر این شعر را می شناسد، خواهش می کنم برایم بگوید تا اگر زنده است سلامی و الا دسته گلی را بنامش به هوا پرتاب کنم. در ضمن یک قطعه دیگر بر آن افزوده ام که فقط یک لینگ دارد و لینگ دومی اش را به شما واگذاشته ام تا برایم بنویسید و تکمیلش کنید:

دانستن و ندانستن

آنکس که بداند و بداند که بداند...
اسب خرد از گنبد خورشید بجهاند

آنکس که نداند و بداند که نداند...
لنگان خرک خویش بمنزل برساند!

آنکس که نداند و نداند که نداند...
در جهل مرکب ابد دهر بماند!

آنکس که بداند و نداند که بداند...
بعد چه میشه.....؟؟؟؟؟؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 اعضای فعال پارلمان افغانستان
‌‌                «انتخاب جامعه آگاه»
این عکس را یکی از دوستان ما لیاقت علی، فرستاده است. خیلی جالب است...

اعضای پارلمان افغانستان

اعضای پارلمان افغانستان در حال تعیین سرنوشت مردم.... چورت می زنند که چکار کنند و چگونه مردم را از بدبختی برهانند...! اتفاقاْ هرسه شان ملاه هستند... قبلاْ هم گفته بودم که ملاه در حقیقت سرطان جامعه بشریت است اما از جانب یک تعداد دوستان آگاه کوبیده شدم و می گفتند که باید هرچه زودتر توبه کنم و الا جسد نازنینم در جهنم جا خواهد گرفت...!

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 277245


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها