X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
حبیب پیمان
این وبلاگ منعکس کننده نظرات و دیدگاه های شخص صاحب وبلاگ می باشد!

اشعار منتشر شده

صیاد زاده

برخود خندیدن

در آرزوی بهشت

بگوی مگوی

دارالعلوم

سکوتِ در پی دیوار

قره قول پشمی و نادیا انجمن

آدمیزاد

حور و غلمان

طنز کیسه مال

برو گم شو

نعلین ساز

جنگ سم و دم

دختر جاغوری ام

اگر معشوقه موتر بود

کارما ـ پناهنده گان

چت روم


وبلاگستان

وبلاگ دوستان به حساب درجن


لینک های استثنایی

اتحادیه هزاره های دنمارک

معــــــصومــه پیمان

پـــروژه ون بای ون

وبـــلاگ میچد

سخن معرفت

از سرخبیدک

باچه آزره

میناه گل

زیــــنب

دولت هزاره


آرشیف
جمعه 22 مهر‌ماه سال 1384
تفاوت های انسان کشتن

ترور، که امروز به یک بحث جدی و وسیعی تبدیل گردیده و توجه تمام مردم دنیا را به خود مبذول داشته است، میراثی است که نسل ها به یکدیگر واگزارده است. از اینرو، این پدیده را می توان طبیعی پذیرفت و چیزی خیلی نوی نیست. اما انگیزه های انسان کشتن خیلی متفاوت اند. به چند نمونه توجه نمایید:

۱ یک کسی تصمیم ترور کسی را دارد «حالا روی هر جهتی که است، است». مدت ها تلاش می نماید تا شخص مورد هدف را در جایی تنها به چنگ آورد و بقتل برساند اش.

۲ گروهی دیگری وقتی می خواهد کسی را ترور کند، تقریباً از عین روش استفاده می کند اما در پهلوی شخص مورد هدف اگر یک یا چند نفر دیگر هم در ساحه هدف قرار داشته باشند، در دل از آن ها بخشش خواسته و رکبار شان می کند. یعنی یک یا چند بی گناه دیگر نیز به قتل می رسند چون فرصتی که به دست آمده، برای شخص تروریست خیلی اهمیت دارد و نمی تواند آن را هدر از دست بدهد.

۳ انسان اعتقادی. این طیف هیچ وقت حساب انسان را نمی گیرد. برای این گروه تعداد مرمی در داخل تفنگش و یا قدرت مواد منفجره در زیر بغلش از هر چیزی دیگری مهمتر است و اکثراً در مساجد و در تجمع بزرگی از انسان دست بکار می شوند و زمانی انگشت خود را از ماشه تفنگش برمی دارد که دیگر مرمی یی باقی نمانده باشد. حالا ۱۰۰ نفر را کشته یا ۲۰۰ نفر را، هر قدر بیشتر انسان را کشته باشد، به همان اندازه احساس رضایت و خوشنودی می نماید.

این نوع حرکات نه تنها دل انسان را از دین بد می کند که حتی از بهشتش نیز بیزار می گرداند. در این بد دلی شعر ذیل را برای تان ساخته ام تحت عنوان «حور و غلمان»، بخوانید.


حور و غلمان


بهشتت را نخواهم شیخنا با حور و غلمانش
کنارش سایه اش زیبایی و شهد و شکردانش

گر از لطف نگاهش همچو برگ زرد افتیدم
بخندم من جهنم را و آتشدان سوزانش

بهشت و حور و غلمان شوقی در من بر نه انگیزد
دلم تنگ آمده از دین و ناز پیشوایانش

مرا در کعبه زان آب حیات حوض کوثر به
همان آب زلال چشمه ساران شبرغانش

تو کامشب شمعی را در کلبه تارم نیافروزی
مزارم را چه باشد سود اگر سازی چراغانش

خدا را دوست دارد هرکی در راه و طریق خویش
خدا کی راضی است از قتل عام دوستدارانش

نباشد جز عسل در خواب خوردن دین بدان ایدل!
گرامی دار انسان را هم از کفر و مسلمانش

اکتوبر ۲۰۰۵ دنمارک
تفریح: یک آهنگ از شادروان احمد ظاهر

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 277611


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها